تبليغاتX
روزمرگی - دیک (روم به دیوار ) شنری . . .

روزمرگی

عشق را گفتم به دست آرم عنان اختیار - تا عنان آمد به دستم، اختیار از دست رفت

معانی برخی از کلماتی که از خانوم ها میشنوید . . .
 
پیش توضیح : لطفآ برای خواندن کلمات پر رنگ شده ء (بولت) ابتدای هر جمله، همچین با لحن نیش دار زنانه و کمی با مَد کششی بخوانید. آقایون با تجربه میدونن من چی میگم !!
 
۱. خُب: این کلمه‏ای است که زنان برای پایان دادن به مکالمه‏هایی استفاده می‏کنند که در آن حق با آن‏هاست و شما کاملآ باید خفه‏ بشوید.‏
۲. پنج دَیقه: اگرمشغول لباس‏پوشیدن است یعنی حداقل نیم ساعت!!!  هرچند پنج دَیقه "دقیــــقاً " معادل پنج دقیقه است در زمانی که به شما پنج دقیقه بیش‏تر زمان جهت تماشای فوتبال داده شده باشد.‏ 

۳. هیچی: به یاد داشته باشید که احتمالآ این آرامش قبل از توفان است. معنی و مفهوم آن این است که باید به شدت گوش‏به ‏زنگ باشید. بحث‏هایی که با "هیچی" شروع می‏شوند، غالباً با  "خُب"  تمام می‏شوند.‏ 

۴. بفرمایید: این کلمه اصلاً ربطی به اجازه دادن انجام کاری ندارد. بیشتر مفهوم ِ "اگه جرئت داری" در آن مستتر است.

۵. آه بلند: این در حقیقت یک کلمه محسوب می‏شود که معمولاً درست فهمیده نمی‏شود. آه بلند یعنی او فکر می‏کند شما یک احمق ِ به ‏دردنخور هستید و او نمی‏داند چرا دارد وقتش را با ماندن و بحث با شما سر ِ هیچی تلف می‏کند !!
 
۶. اشکال نداره: این یکی از خطرناک‏ترین جملاتی است که زن شما ممکن است به شما بگوید. "اشکال نداره"،  یعنی اون به زمان طولانی‏تری احتیاج دارد که تصمیم بگیرد شما چگونه باید تاوان این اشتباه‏تان را پس بدهید.‏

۷. ممنون: از شما تشکر می‏کند. درین گونه مواقع فقط و فقط بگویید خواهش می‏کنم و هیچ گونه حرف اضافه‏ای نزنید. خیلی ممنون می‏تواند نشان دهنده یک خطر بالقوٌه برای شما باشد.
 
۸.  اصلاً هرچی: این ترکیب برای گفتن مرده‏شورت رو ببرن استفاده می‏شود.

۹. نگران‏ نباش عزیزم، خودم انجام می‏دم: یک جمله بسیار خطرناک دیگر است. به معنی آنست ‏که این کار به دفعات متعدد به شما محول شده، ولی حالا تصمیم گرفته خودش دست به کار شود. این حالت معمولاً منجربه حالتی خواهد شد که شما بپرسید چی شده؟ و ایشان بگویند: هیچی . . .
 
پاورقی : متن فوق توسط ایمیل به دستم رسید و با اندکی تغییر و تخلص درینجا درج شد.
 
 
پی نوشت :
 
ز شهوت نيست خلوت هيچ مطلوب        کسي کين سر ندارد هست معيوب

وليکن چون رسد شـــــــــهوت بغايت        ز شهوت عشق زايــــــــد بي نهايت

ولي چون عشق گردد سخت بسيار        محبت از ميـــــــــــــــــان آيد پديـــدار

محبت چون بحد خــــــــــود رسد نيز         شَود جان ِ تو در محبوب، ناچيـــــــز

ز شهوت در گذر چون نيست مطلوب        که اصل ِ جمله محبوبست، محبوب
 
عطار
 
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 16:40  توسط آسِت  |